تبليغاتX
×ورود مجردها ممنوع×
×ورود مجردها ممنوع×

×ورود کسانی که نمی خواهند از عشق چیزی بفهمند ممنوع×


مادر

تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دم سازه

صبوری های تو مادر منو به گریه میندازه

مثل یک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم

از اون لالاییات مادر بخون بازم توی گوشم

برای سرنوشت من تو دلواپس ترین بودی

برای اشکهای من همیشه آستین بودی

تو ای همیشه غم خوارم

تو ای مطرح ترین یارم

به نام نامی مادر

همیشه دوستت دارم

 

جبریل به عرش نقش کوثر زده است

طوبی گل تسبیح به پیکر زده است

از خانه ی کوچک محمد امشب

خورشید زمین و آسمان سر زده است


 

تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد
به مادرم…
که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.
تو بهترین گل، میان شهر گلهایی
تو رنگ آفتابی،
شب که می رسد، مثل ستاره،
گوئیا مهتابی
مادر خوبم، روزت مبارک

*;%’*
*%;;%’*
*;%*;%’*.
*;*;%;*%*,
)i(
( )
مادرجون این دسته گل تقدیم شما

جمعه 1391/02/22  توسط مهدی  |

 

راز 25 سال زندگی مشترک بدون دعوا

این داستان خیلی برام جالب بود.

سعی کنید که بخونیدش

داستان آموزنده ی رمز خوشبختی در یک زندگی مشترک

روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول ۲۵ سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند…

 

سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

 

ادامه مطلب رو بخون


ادامه مطلب

سه شنبه 1391/02/12  توسط مهدی  |

 

عشق قدیمی

رد به همسرش گفت بیا به یاد گذشته های دور، به محل قرارمان در جوانی برویم.

 من میروم تو کافی شاپ منتظرت می مانم و تو بیا سر قرار.
 بعد بنشینیم و حرفای عاشقانه بزنیم.
پیرزن قبول کرد.

فردا پیرمرد به کافی شاپ رفت، دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیامد!

وقتی به خانه برگشت دید پیرزن توی اتاق نشسته و گریه می کند.

ازش پرسید چرا گریه میکنی؟.....

پیرزن اشکهایش را پاک کرد و گفت:

بابام نذاشت بیام...

پنجشنبه 1391/02/07  توسط مهدی  |

 

تصویر

چهارشنبه 1391/02/06  توسط مهدی  |

 

عشق

www.fun.downloadaneh.com | تصویر عاشقانه: به این میگن تقدیم گل به همسر !! فان دانلودانه

 

 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

تو

 

یکشنبه 1391/01/27  توسط مهدی  |

 

شعر

من این دو بیت شعر رو خیلی دوس دارم

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

**************

در وصل هم ز هجر تو ای گل در آتشم 

عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم

 

 

از استاد شهریار

یکشنبه 1391/01/20  توسط مهدی  |

 

بعد برو

صبر کن عشق تو تفسير شود بعد برو

                              يا دل از ماندن تو سير شود بعد برو

 خواب ديدي که دل دست به دامان تو شد

                                 تو بمان خواب تو تعبير شود بعد برو

 لحظه اي باد تو را خواند که با او بروي

                                 تو بمان تا به يقين دير شود بعد برو

 صبر کن عشق زمينگير شود بعد 

                                 يا دل از ديده ي تو سير شود بعد برو

 تو اگر کوچ کني بغض خدا مي شکند

                                تو بمان گريه به زنجير شود بعد برو .

سه شنبه 1391/01/15  توسط مهدی  |

 

قضاوت زود

دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت...

((مردم)) زیرلب بهش میگفتن فاحشه!

اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود...!



پسری 23 ساله رو ((مردم)) "تنبل چاقالو" صداش میکردن...

اما هیچ کس نمیدونست پسر بخاطر بیماریشه که اضافه وزن داره...!

 

((مردم)) زنی 40 ساله رو "سنگدل" خطاب میکردن ، چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا با بچه هاش بازی کنه و به کارهاشون برسه ،

اما هیچ کس نمیدونست زن بیوه ست ، و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کنه!

 

مردی 57 ساله رو ((مردم)) "بی ریخت" صدا میکردن ،

اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را در راه حفظ وطنش فدا کرده !

 

و هرروز مردم و من و تو به غلط قضاوت می کنیم...!

موافقین؟!!

  

سخن روز : هر كس مي تواند خودكشي كند، اما هر فردي لياقت ندارد زندگي كند
مثل یونانی

 

سه شنبه 1391/01/15  توسط مهدی  |

 

پیام عاشقانه

بغض هایم را به آسمان سپرده ام ، خدا به خیر کند باران امشب را

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/2/26917108404633462640.gif

تمام قندهای توی دلم را آب کردم برای تو تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/2/26917108404633462640.gif

غمگینم ، مثل پیرزنی که آخرین سرباز برگشته از جنگ ، پسرش نیست .

 http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/2/26917108404633462640.gif

نفسم ، تو در شمالی و من در جنوب ! کاش دستی نقشه را از میانه تا کند .

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/2/26917108404633462640.gif

اگر احساس به خاموشی مطلق برسد / باز هم عاطفه ای هست میان من و تو .

 http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/2/26917108404633462640.gif

درد دارد ، وقتی چیزی را کسر می کنی که با تمام وجودت جمع زده ای .

 http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/2/26917108404633462640.gif

تفاهم به معنای درک کردن نیست ، بلکه به معنای توانایی تحمل تفاوتهاست .

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/2/26917108404633462640.gif

دل ، این واژه ی بی نقطه گاهی به وسعت یک دریا برایت دلتنگی میکند !

http://marshal-modern.ir/Archive/2012/3/2/26917108404633462640.gif

 

ادامش رو هم بخونید

 

راستی فردا تولدمه


ادامه مطلب

شنبه 1391/01/12  توسط مهدی  |

 

شاعر و فرشته

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند ، فرشته پری به شاعر داد و شاعـر شعری بـه فرشته .

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعـر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت ...

خدا گفت: دیگر تمام شد! دیگرزندگی برای هر دوتان دشـوار می شود.

زیرا شاعری که بـوی آسمـان را بشنود ، زمیـن برایش کوچـک اسـت و فـرشته ای کـه مـزه عـشق را  بچشد، آسمـان برایش تنـگ ...

فرشته دست شاعر را گرفـت تا راه های آسمان را نشانش بدهـد و...

شاعـر بال فرشته را گرفت تـا کوچـه پس کوچـه های زمیـن را به او معرفی کند .

شـب کـه هر دو به خانه برگشتند ، روی بال های فرشته قدری خاک بود و روی شانه های شاعر چند تا پر...

فرشته پیش شاعر آمد و گفت : می خواهم عاشق شوم .

شاعر گفت : نه!  تو فرشته ای و عشق کار تو نیست .

فرشته اصرار کرد واصرار کرد ...

شاعر گفت : اما پیش از عاشقی باید عصیان کرد و اگـر چنین کنی از بهشت اخراجت می کنند .

آیا آدم و سرنوشت تلخش را فراموش کرده ای ؟

اما فرشته باز هم پافشاری کرد  آن قـدر که شاعر به ناچار نشانی درخـت ممنوعه را به او داد...

فرشته رفت و از میوه آن درخت خورد .

اما پرهایش ریخت و پشیمان شد!!!

آ ن گاه پیش خدا رفت و گفت: خدایا مرا ببخش  من به خودم ظلم کرده ام . عصیان کردم و عاشق شدم وپشیمانم، آ یا حالا مرا از بهشت بیرون می کنی ؟

خداوند فرمود :  پس تو هم این قصـه را وارونه فهمیدی ! 

پس تو هـم نمی دانی تنها آن که عصیـان می کند و عاشق می شود، می تواند به بهشت وارد شود !

و آ ن وقـت خدا نهمین در بهشت را باز کرد ...

فرشته وارد شد و شاعـر را دیـد که آنجـا نشسته است در سوگ هشت بهشت و رنج هبوط !

فرشته حقیقت ماجرا را برایش گفت  اما او باور نکرد.

آدم ها هیچ کدام این قصه را باور نمی کنند. تنها آن فرشته است که می داند بهشت واقعی کجاست...!

 

 

سخن روز : همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسي دوست ندارد بميرد .بهشت رفتن جرأت مردن ميخواهد.

یکشنبه 1391/01/06  توسط مهدی  |

 

پایداری در عشق

مورچه و سلیمان


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.


حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"


حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...


چه بهتر که هرگز نومیدی را در  حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...

گروه مرداب | www.Mordab.In

شنبه 1391/01/05  توسط مهدی  |

 

غرور

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :

” او یقینا پی معشوق خودش می اید “

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :

 ” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “

عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .

پنجشنبه 1390/12/25  توسط مهدی  |

 

سوال

سلام دوستان

یه سوال چند وقته که خیلی گیجم کرده

به نظر شما، کدامیک سخت تره؟

 

۱- کسی که عاشقشی ، دستش از دنیا کوتاه میشه و دیگه هیچ راه ارتباطی باهاش نداری؟

۲-کسی که عاشقشی ، دیگه نه زنگ بهت میزنه و نه جوابت میده و نه می بینیش؟

 

لطفا با دلیل جوابمو بدید؟

پنجشنبه 1390/12/11  توسط مهدی  |

 

حس بد

یکی از بدترین حس هایی که وجود داره اینه که :

۱-یک نفر رو خیلی دوس داشته باشی ولی نتونی بهش بگی

ولی بدتر از اون اینکه:

۲- برای خوشبختی اون مجبور بشی بهش بگی ازت متنفرم

 

تجربه ثابت کرده که اولی رو اغلب دخترا دچار میشوند

ولی

حس دوم اغلب در مورد پسرا هست

دوشنبه 1390/12/08  توسط مهدی  |

 

برای تو

برای تـــــــــــــــــــــــــــــــــــو می نویسم........

برای تويی كه تنهايی هايم پر از يـــــــــاد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عــــــــــــــــشـــق تـوست...

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين تـــــــــــوست...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غــــــــــــــرق شد...

برای تويـــی كه چــــــشمانم هــــميشه به راه تو دوخته اســـت...

برای تويی كه مرا مجــذوب قـلب ناز و احـساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محـو وجــــــــــود نازنين خود كـردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

برای تويی كه سـكوتـــــت سخت ترين شكنجه من است....

برای تـــــــويی كه قلبــــــــــــــــــــــــــــت پـاك است...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بــی باك اسـت...

برای تويـــــی كه عــــشقت معنای بـــودنم اسـت...

برای تويی كه عـــشقت مـــــــعنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است

شنبه 1390/12/06  توسط مهدی  |

 

دروغ و حقیقت

!!!روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم

حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند.

وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد .

 دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت .

 از آن روز هميشه

حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود....

پنجشنبه 1390/12/04  توسط مهدی  |

 

حسرت

حَســـــرتـــ !

یَعنــــی رو به رویَم نشستــــه ای . . .

وَ باز خیســــیِ چَشمانَمـ را . . .

آنــ دَستمــــالِ خُشکـــِ بی اِحساســـ پاکــــ کند . . .

حَســــرَتـــ !

یَعنـــــی شانه هایَتــــ دوشــ به دوشَــــمـ باشَـــد . . .

اَمــا نتوانَمـ از دِلتَنگـــی به آنــ پَنـــاه ببرَمـ . . .

حَســــرَتـ !

یَعنـــــی تو که دَر عیـــنِ بودَنَتـــ . . .

داشتَنَتــــ را آرزو میکنَمـ

چهارشنبه 1390/12/03  توسط مهدی  |

 

شخصی

سلام به دوستان گلم

امروز آهنگمو با درخواست یکی از دوستانم تغییر دادم

یه چند وقتی نبودم ولی با یه جمله زیبا اومدم

امیدوارم خوشتون بیاد

********

گر می دانی در این جهان کسی است که با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند و

صدای قلبت ابرویت را به تارج میبرد مهم نیست که او مال تو باشد مهم این است که خوشبخت باشد

زندگی کند

لذت ببرد

نه اینکه با تو، مرده باشد (نفس)

********

یکشنبه 1390/11/23  توسط مهدی  |

 

چند تصویر عاشقانه

.:: تنهایی - عاشق ::.

.:: تنهایی - عاشق ::.

.:: تنهایی - عاشق ::.

یکشنبه 1390/11/16  توسط مهدی  |

 

شما یادتون نماد

شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲ سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.

شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.


یاد آن دوران بخیر

دوشنبه 1390/11/10  توسط مهدی  |

 

کورش و عشق

داستانی کوتاه ولی بسیار جالب و مهم برای ادعا کنندگان عشق

و یک قانون



دختری به کورش گفت: من عاشقت هستم.


کورش گفت لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است و پشت سر شما ایستاده است!

دخترک برگشت و دید کسی نیست!

کورش گفت: اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی.....



امیدوارم این داستان آموزه ای برایمان شود

پنجشنبه 1390/11/06  توسط مهدی  |

 

داستان کوتاه

این داستان یه قانونه

 

سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند !
من را انتخاب کرد ...
دستی به تنه ام کشید ، تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر ...


به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !
سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ...

مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی ...
خشک شدم ..

---
بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ..
ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن !
ای انسان ، تا مطمئن نشدی ، احساس نریز .. زخمی می شود ... در آرزوی تخته سیاه شدن ، خشک می شود !!!

چهارشنبه 1390/11/05  توسط مهدی  |

 

بدشانسی های خودم

امروز بدشانسی های خودم رو که تا الان برام اتفاق افتاده رو مینویسم

 

 زمانی که بابات میگه ماشین رو بیرون نبر و لج می کنی همون روز ماشین رو به یه جایی میزنی و ...

 روزی که درست رو نمیخونی. استاد کوییز میگیره

 زمانی که میخوای بخوابی. شروع میکنی به عطسه کردن

 زمانی که میخوای تقلبی کنی. استاد نگاهت میکنه

 زمانی که میخوای با ماشین کلاس بزاری. ماشین خود به خود خاموش میشه و روشن نمیشه

سوالی رو که ۴ بار به صورت شانسی نگاش میکنی و به علت سادگی حلش نمیکنی. تو امتحان میاد و نمیتونی حلش کنی.

زمانی که کلی برنامه ریزی کردی برا کوه نوردی. همون روز بارون میاد و ...

درست زمانی که میخوای بری عروسی و میخوای اصلاح کنی. صورتت رو با تیغ زخمی میکنی

زمانی که یه قرار مهم(بد نگیریدا...) داری. لباست کثیف میشه

زمانی که باید به یه نفر که خیلی ازت دلخوره زنگ بزنی. شارژت تموم میشه و شارژ هم نایاب....

 

ادامه رو حتما میزارم

سه شنبه 1390/10/20  توسط مهدی  |

 

دید زدن دختر خانوم ها

دید زدن دختر خانم ها هم به این راحتی نیست،دقت کنید!

این اثبات رو چند روز پیش تو یه سایتی خوندم و خیلی برام خالب بود. شما هم حتما بخونیدش.


دوستان عزیز فك كنم كه 2 باره باید فرمولهای ریاضی رو با وسواس بیشتری مرور كنیم

 چون همونطور كهدانشجوی پسری در خیابان بدنبال دختری كه دارای پاهای بی اندازه زیباست، براه می افتد.


پرسش: در چه فاصله ای باید این پسر بدنبال دختر باشد تا بیشترین زاویه دید، به پای بیرون آمده از دامن را، داشته باشد؟ فاصله لبه دامن از زمین ۶۰ سانتی متر است و فاصله چشم دانشجوی پسر از زمین ١۷۸ سانتی متراست؟

خواهید دید مساله شوخی بردار نیست و بسیار بحثمون كاربردی هست

 

برای نخستین بار این تمرین را پرفسورفرانتس ر ِلیش (Franz Rellich 1906- 1955) در دانشگاه گوتینگن ِ آلمان، پس از آنكه شنوندگان درسش او را سرزنش كردند كه درس آنالیز او ارزش كاربردی ندارد، طرح كرد. فرانتس ر ِلیش خدمات ارزنده ای در زمینه ریاضیات در فیزیك به ویژه در زمینه پایه های كوانتُم و همچنین معادله های دیفرانسیل انجام داد.

این تمرین از كتاب Humor in der Mathematik می باشد

برای خوندن اثباتش به ادامه مطلب برید

ولی

جوابش اینه:


برای اینکه بیشترین دید رو داشته باشید یاید حدوداً 1.5متر فاصله بگیرید...


ادامه مطلب

یکشنبه 1390/10/18  توسط مهدی  |

 

قانون سوم

قانون سوم

 

بارها با چشمانی خیس گفت:

که بی تو یک لحظه هم زنده نخواهم ماند

اما....

اما سالهاست که من بی او مرده ام

و او ...

او نه تنها بی من زنده مانده، بلکه در پی مرگ دیگری است

 

این قانون طبیعت است و همه روزی آن را درک خواهند کرد

ولی...

ولی همانطور که زود فراموش می شویم، زود هم فراموش می کنیم

 

 

من به این نتیجه رسیده ام که تنها همسران هستند که این قانون را نقض می کنند

همسرانی که بدون دوستی، همسر می شوند 

جمعه 1390/10/16  توسط مهدی  |

 


مهدی
20 ساله

متولد 13/01/1371

دانشجوی مهندسی مکانیک
دانشگاه صنعتی جندی شاپور


این وبلاگ رو فقط و فقط برای دلتنگیهام طراحی کردم
برترین عشق = عشق الهی

در صورت پیشنهاد و یا انتقاد قطره عشق برام بگذارید

maheasal_4u@yahoo.com

 

قانون
عشق
سرگرمی
شعر
شخصی
تصاویر
لطیفه
شهر کازرون

 

 

مسائل ازدواج
داداش گلم
سایت جامع کازرون
دلنوشته
حضرت زهرا
زندگی یعنی غم
پایگاه اینترنتی کازرونیا
غمکده(عسل)
سوخته روزگار
جديدترين هاي هک و یاهو
MASON HUNTING
فضای دانشجویی
خاطرات عشق
منو عشقم...
دخـــــــــــــــتر & پســـــــــــــــر
(بهشت روی زمین)
جالب و خفن
(وبی که از یادت نمیره)
تهران پاتوق
زندگی زیباست
عصر جدید
عادت عشق
سلطان قلبها
گنجشک
DEAR
توت فرنگی
میترسم از فردایی بدون تو ...
عاشقانه های من وتو
MY LOVE MOHAMMAD
دختـــری تنهــــاوخستــه
خسته عشق
مهدیه و منصوره (دوقلوها)
ستاره ی من دوست دارم
ققنوس
تومیهن
اگه نباشی
لحظات ترش و شیرین
دیدار نازک
فقط ريزش آوار مرا مي فهمد
♥ ♥ ♥ از ایــــــن ورااااا ♥ ♥ ♥
زندگی زیباست
فقط خدا
طوطیا
فریاد بی صدا
Blueye
خسته
##جديدترين هاي هک و ياهو##
ಌ گریه های بی صداಌ
یکی یه دونه
فرشته مهربون
گل همیشه بهار
شهر خنده سینا
سوالات هوش
دروغ گویی های دختران
عاشق تنها
یاس سپید
ミღミعاشقانه هاي منو عشقمミღミ
آغوش تو ... آرام من
دست جادویی شب
نیلوفر مرداب
نسیم زندگی

 

 

 

 

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

 

ابزار رایگان وبلاگ

ابزار وبلاگ